خرید بک لینک
پیرِ خردمند چه خوش گفت دوشپند زِ پاکانِ هنرور نیوشیا به رهت یکدل و مردانه رویا به تنت جامهیِ مردان نپوشبا متکبر به تکبر بنازبا متواضع به تواضع بکوشدید خطایِ تو و پوشید دوستهیچ ندیدی عجب است این خروش

برچسب: نویسنده: سپیده پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:01

خرد کجا رسد اینجا زِ رویِ کبر و جسارتچه عمقِ جهل و چه اوجِ خرد، یکیست اسارتاگر غریق به جهلی، تو و حریقِ رذالتوگر قریب به علمی، تو و فریبِ عبارتزبانِ علم عبارت، زبانِ عرف اشارتزبانِ عشق ورایِ عبارت اس

برچسب: نویسنده: سپیده پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:01

بر دل زِ بیمِ عقل نه بند است بعد از اینواعظ چه جایِ وعده و پند است بعد از این؟سور و سرور و عیش و خوشی، روز روزِ ماست«غم» خود در این میانه نژند است بعد از اینناگاه رویِ دیگرِ سکه شد آشکاراز هر طرف روان

برچسب: نویسنده: سپیده پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:01

صفحه بندی